![]() |
![]() |
|
|
سوال جدیی که این روز ها گریبان گیر مردم است ، بحث شرکت و عدم شرکت در انتخابات است ؛ به ده دلیل محکم زیر من مخالف تحریم هستم ، لطفا تحریمی های عزیز بخوانند ، مطمئنم که روی تصمیمشان تاثیر خواهد داشت ، در صورت احساس تاثیر نظر یادتون نره ! : دلیل اول) تحریم انتخابات منجر به احمدی نژادیسم میشود، اشتباه تاریخی ملت ایران هم در انتخابات ریاست جمهوری همین بود. دلیل دوم) تحریم در ایران
زمانی کارایی خوبی دارد و منجر به عدم مشروعیت می شود که میزان شرکت در انتخابات
به میزان حد اکثر ده یا پانزده درصد واجدین شرایط برسد ، و برای این کار هم
تبلیغات و تلویزیون و رسانه های آزاد نیاز است که در ایران از آنها خبری نیست و
منحصر به سیستم های دموکراتیک است ، و در صورت وجود هم از طرف حکومت به شدت سرکوب
می شود .در صورتی که چنین چیزی امکان ندارد و همیشه سی تا چهل درصد در انتخابات شرکت میکنند .
افرادی که از سیاست هیچ سر
در نمی آورند ، طرفداران سیستم فعلی در جمهوری اسلامی ، رای اولی ها و....دسته اول
را تشکیل می دهند. بنابراین امکان اینکه به میزان ده درصد برسیم تقریبا صفر است .
چهل یا پنجاه درصد هم برای کشورهای دموکراتیک درصد قابل قبولی است . بنابراین با
وجود دسته اول و دلایلی که بعدا میگویم اینکه به درصد ده درصد شرکت کننده برسیم
محال است. دلیل سوم) دسته دوم که بنا بر شرایط
رای می دهند- مثل خود من- با علم به دلیل دوم ،اگر اصلاح طلبان در انتخابات شرکت
کنند شرکت میکنم و در غیر این صورت خیر . بنابر این از این چهل یا پنجاه درصد به
احتمال پنجاه درصد هم که حساب کنیم ، بیست تا سی درصد شرکت می کنند ، پس با درصد
دسته اول حدود پنجاه تا شست درصد شرکت کننده خواهیم داشت که به هیچ وجه مشروعیت را
زیر سوال نمی برد. درصد شرکت کننده ها هم در انتخابات های اخیر به وضوح این را
نشان می دهد حتی در انتخابات هفتم که اصلاح طلبان شرکت نکردند پنجاه درصد شرکت
کننده داشتیم ، و در نتیجه احتمالا الان این مقدار بیشتر هم خواهد شد . دلیل چهارم) فرض بر اینکه دسته
دوم هم شرکت نمیکنند – که به نظر من بیش از نصف دسته دوم شرکت خواهند کرد- حدود سی
تا چهل درصد شرکت می کنند ، که در این صورت باز هم رقم پایینی نیست و با توجه به
اینکه انتخابات در دست حکومت است ، به راحتی امکان تغییر آمار شرکت کنندگان وجود
دارد . یادم می آید که در انتخابات هفتم که در تهران حدود 25 درصد شرکت کرده بودند
، در تلویزیون حدود 50 درصد اعلام شد .بنابراین احتمال تغییر در میزان رای دهندگان
منتفی نیست . دلیل پنجم ) بر فرض محال که
میزان رای دهندگان به میزان حتی 20 درصد
هم برسد ، و حتی عدم مشروعیت نظام هم ثابت
شود آیا در این صورت به موفقیت خاصی رسیده ایم؟ به عقیده من خیر . چرا که نظامی که
خود را مسئول و پاسخ گو نه به مردم خود و نه به جهان نمی داند ، آیا اصلا مسئله
مشروعیت برای چنین سیستمی به طور جدی مطرح است؟ یا به عبارت دیگر ، آیا چنین
سیستمی که پاسخ گو به مردم نیست واهمه ای
از عدم وابستگی به مردم دارد ؟هرچه چنین سیستمی که در جهان تقریبا در حال منزوی
شدن است ، بیشتر منزوی شود و تحریم ها بیشتر شوند ، مسئله مشروعیت برایش کمتر مطرح
است ، بنابر این فرض محال هم که مقدار رای دهندگان هم کم شود ، در این صورت اتفاق
خاصی نمی افتد . دلیل ششم ) باز هم اگر میزان رای
دهندگان به میزان حتی 20 درصد هم برسد (که
نمیرسد) ، علاوه بر دلیل قبلی ، به دنبال چه هستیم ؟ اگر میزان رای دهندگان به حتی
1 درصد هم برسد ، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ بنابر دلیل قبلی عدم مشروعیت برای سیستم فعلی
موضوع چندان مهمی نیست ، زیرا وجود تشکیلات اطلاعاتی قوی موضوع عدم مقبولیت را به
اطلاع سران نظام میرسانند ، و نیازی به یاد آوری مردم نمی باشد ، و بر فرض که کشور
های دشمن جمهوری اسلامی هم عدم مقبولیت
نظام را ندانند (که میدانند) با شرکت نکردن ، زمینه را برای چه مسئله مجهولی می
خواهیم آماده کنیم ؟ تنها جواب این سوال فقط میتواند ، دخالت دیگر کشور ها برای
تغییر سیستم داخل ایران باشد ؛مثلا با حمله نظامی سیستم ایران را سرنگون کنند ،
آیا به راستی چنین حرکتی برای هر انسان وطن پرستی قابل پذیرش است؟ اگر با شرکت نکردن بخواهیم به آمریکا بگوییم که
بیا و نظام ما را سرنگون کن ! این سخن از چند جهت مشکلات اساسی دارد ، اول
اینکه حمله نظامی به ایران آثار به شدت
مخربی روی ایران دارد ، تنها کافی است چند پالایشگاه ایران زده شود ، فقط با تخریب
قسمت کوچکی از زیر ساخت های کشور،شاهد برگشت کشور به دوره قاجاریه خواهیم بود ، و
دوباره شاهد بد بختی و بیچارگی و تکرار تاریخ تلخ این مملکت خواهیم بود ، و از
دیگر جهت با تغییر رهبری آمریکا و روی کار آمدن دموکرات ها و مخصوصا اوباما ، احتمال چنین امری تقریبا صفر
است . چهار سال پیش ایرانیان ساکن آمریکا به بوش رای دادند که با حکومت ایران
مبارزه کند و نظام را سرنگون سازد ! ولی چنین نشد ، حال با روی کار آمدن دموکرات
ها که بیشتر روی بسط دموکراسی و نه جنگ تمرکز دارند ، چگونه انتظار دارید چنین امری اتفاق بیافتد؟! دلیل هفتم ) بمباران
تبلیغاتی صداوسیما: رسانه های داخل ایران که 95 درصد وابسته به
سیستم ایرانند ، با بمباران تبلیغاتی سعی در کشیدن مردم به صف های رای دارند ، با
کشیدن پای غرب به میان و اینکه خارجی ها دوست ندارند شما رای بدهید و ...به تحریک
مردم میپردازند ؛ نظر من در مورد این بمباران تبلیغاتی و تاثیر آن روی مردم به دو صورت
زیر است : 1) مردمی که به نظام جمهوری اسلامی امیدی ندارند با
این تبلیغات وسیع و حال به هم زن ، از
قبیل "بیعت با نظام ، بیعت با رهبری ، رای به جمهوری اسلامی ، حماسه
حضور و ..."، بیشتر زده میشوند و
کمتر به پایه صندوق ها میروند ، و برعکس طرفداران که اقلیت هستند ، بیشتر تشویق
میشوند و بیشتر به پای صندوق ها میروند ، اگر در این امر عمدی وجود داشته باشد ،
میبینیم که واقعا از نظر روانشناسی بسیار قابل تامل و جالب است . 2) نکته جالب این است که خیلی از تحریمی ها دلیل
نخست خود را برای عدم شرکت ، رای ندادن به نظام می دانند ، که با توجه به نکته
بالا ، میتوان نتیجه گرفت که این بمباران تبلیغاتی و تهوع آور ، احتمالا میتواند
به خاطر رای ندادن مخالفین نظام باشد . که این نکته بسیار قابل توجهی می باشد .و
برعکس باعث شرکت طرفداران اقلیت می شود! دلیل هشتم) فرق اساسی بین ما که
در ایران زندگی میکنیم و کسانی که در خارج از ایران زندگی می کنند و طرفدار تحریم
هستند وجود دارد ؛ آنها در غنی ترین کشور های دنیا زندگی می کنند مثل آمریکا ، و
ما در ایران ! به عبارت دیگر آنها از دور دستی بر آتش دارند و ما در میلن آتشیم!
پس قبول کنید که تاثیرنتیجه انتخابات بر
مردم داخل بسیار بیشتر است ، بنابراین لس آنجلس نشین ها بسیار از تحریم استقبال می
کنند ، که شرایطشان با ما کاملا متفاوت
است. دلیل نهم) بعضی میگویند که
نتایج انتخابات از قبل تعیین شده است ، و بنابر این شرکت نمیکنند . جواب من به این
دسته این خواهد بود که اولا آش به این شوری ها هم نیست ، و اگر رای سنگین باشد به
قول خاتمی باطل السحر خواهد بود و احتمال تقلب را به شدت کم میکند. همانطور که
زمان انتخابات دوم خرداد شایعه است که می خواستند تقلب کنند ولی به خاطر رای سنگین
خاتمی در برابر ناطق این امر غیر ممکن شد ، از طرفی اگر تقلب بخواهد وجود داشته
باشد ، در مقدار درصد شرکت کننده ها هم می تواند وجود داشته باشد ، که شرکت نکردن
را بی دلیل می کند. دلیل دهم )به دلیل ساختار بن
بست مانند سیاست در ایران ، می توان گفت ما در یک کوچه بن بست به سر می بریم . با
شرکت نکردن و رای ندادن به کسانی که بهتر
از گروه دیگرند ، در واقع در همان کوچه توقف کرده ایم و هیچ حرکتی نداریم ، و باید
منتظر مرگ باشیم ، و با شرکت در انتخابات با اینکه حرکتی لاکپشتی است ، ولی در هر
حال حرکت میباشد هر چند که کند است . خلاصه : 1) تحریم
انتخابات منجر به عدم مشروعیت نمیشود ، به دلیل اینکه همواره چهل درصد مردم در
انتخابات شرکت میکنند ، و امکان ندارد که میزان شرکت کننده ها (مخصوصا این دوره که
اصلاحطلبان حضور دارند) به زیر 50 درصد برسد.حتی اگر هم بر فرض محال چنین چیزی
اتفاق بیافتد ، با وجود احتمال در تغییر نتایج ، می توان این فرض را داشت که تغییر
در نتایج وجود دارد. 2 ) بر فرض محال که
میزان رای دهندگان به میزان حتی 20 درصد
هم برسد (که نمیرسد) ، آیا در این صورت به موفقیت خاصی رسیده ایم؟ خیر . چرا که
نظامی که خود را مسئول و پاسخ گو نه به مردم خود و نه به جهان نمی داند ، آیا اصلا
مسئله مشروعیت برای چنین سیستمی به طور جدی مطرح است؟ هرچه چنین سیستمی که در جهان
تقریبا در حال منزوی شدن است ، بیشتر منزوی شود و تحریم ها بیشتر شوند ، مسئله
مشروعیت برایش کمتر مطرح است . 3) حال اصلا فرض کنیم
که میزان مشارکت حتی به 1 درصد برسد ! در این صورت به دنبال چه هستیم؟! گفتیم
مشروعیت برای این سیستم چندان مهم نیست . تنها جواب این سوال فقط میتواند ، دخالت
دیگر کشور ها برای تغییر سیستم داخل ایران باشد ؛مثلا با حمله نظامی سیستم ایران
را سرنگون کنند ، آیا به راستی چنین حرکتی برای هر انسان وطن پرستی قابل پذیرش
است؟ تنها با یک بمباران ساده کشور به عهد
قاجار باز خواهد گشت، و از طرف دیگر با تغییر رهبری آمریکا و روی کار آمدن دموکرات
ها و مخصوصا اوباما ، احتمال چنین امری نه
تنها صفر است بلکه احتمال مذاکره ایران و آمریکا وجود دارد که در این صورت استبداد
در ایران وجه خشن تری به خود خواهد گرفت.ایرانیان به بوش رای دادند که با حکومت
ایران مبارزه کند و نظام را سرنگون سازد ! ولی چنین نشد ، حال با روی کار آمدن
دموکرات ها که بیشتر روی بسط دموکراسی و نه جنگ تمرکز دارند ، چگونه انتظار
دارید چنین امری اتفاق بیافتد؟! 4) بمباران تبلیغاتی
صداوسیما : با
بمباران تبلیغاتی سعی در کشیدن مردم به صف های رای دارند ، با به میان کشیدن پای
غرب و اینکه خارجی ها دوست ندارند شما رای بدهید و ...به تحریک مردم میپردازند ؛
این بمباران دو تاثیر متفاوت روی مردم دارد ؛ مردمی که امیدی ندارند با این تبلیغات وسیع و حال به هم زن ، بیشتر زده
میشوند و کمتر به پایه صندوق ها میروند ، و برعکس طرفداران که اقلیت هستند ، بیشتر
تشویق میشوند و بیشتر به پای صندوق ها میروند ، اگر در این امر عمدی وجود داشته
باشد ، میبینیم که واقعا از نظر روانشناسی بسیار قابل تامل و جالب است . و به عقیده
من به نظر میرسد که خود مسذولین "ج.ا " شرکت گسترده مردم را خیلی دوست ندارند چرا که در
این صورت گروه های مخالف سیاست های نظام رای می آورند. 5)عزیزان ! ما در ایران زندگی میکنیم نه در آمریکا
، بنابراین نتیجه انتخابات به صورت مستقیم روی ما تاثیر دارد نه لسآنجلس نشین ها.
اگر من هم در لسآنجلس بودم احتمالا از تحریم دم میزدم! 6) بعضی میگویند که
نتایج انتخابات از قبل تعیین شده است ، و بنابر این شرکت نمیکنند . به نظر من و
خاتمی (!) اگر رای سنگین باشد باطل السحر خواهد بود ، همانطور
که زمان انتخابات دوم خرداد شایعه است که می خواستند تقلب کنند ولی به خاطر رای
سنگین خاتمی در برابر ناطق این امر غیر ممکن شد . 7)درست است که خاتمی بی
عرضه بود و بعضی جاها کم آورد ،ولی به دلیل ساختار بن بست مانند سیاست در ایران ،
می توان گفت ما در یک کوچه بن بست به سر می بریم . با شرکت نکردن و رای ندادن
به کسانی که بهتر از گروه دیگرند ، در
واقع در همان کوچه توقف کرده ایم و هیچ حرکتی نداریم ، و باید منتظر مرگ باشیم ، و
با شرکت در انتخابات با اینکه حرکتی لاکپشتی است ، ولی در هر حال حرکت میباشد هر
چند که کند است . سخن آخر : تمام تحریمی ها علت عدم شرکت خود را رای ندادن به نظام و نخواستن به شرکت در
انتخاباتی که بیعت با نظام و رهبری و ... خوانده می شود می دانند ، ولی این دقیقا
همان چیزی است که محافظه کاران میخواهند،بدون اینکه خودشان بدانند! و هم با علتهای بالا این مسئله باطل است .و در واقع
این موضع آنها ، از نظر من مورد تایید قلبی سران نظام هم هست . دوستان ! بر این احساس خود غلبه کنید و بدانید تحمل رنجی که که از طریق این شعار ها (بیعت با نظام ، شکوه حضور ، تبلیغات زجر آور صدا وسیما بعد از انتخابات تا دو هفته و مانور دادن روی شکوه حضور و ...)بر ما تحمیل میشود، بسیار زود گذر تر و آسان تر از تحمل داشتن مجلس و دولتی است که منتخب مردم نیست و چهار سال هم به طول می انجامد .( دو هفته مزخرف شنیدن کجا و چهار سال کجا؟ ) ؛ بدانید حتی اگر میزان رای دهندگان هم کم باشند این تبلیغات احمقانه وجود دارد ! پس لطفا اسیر احساسات نشوید ! نشوید ...!
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 22:13 توسط آرش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
87/11/01 - 87/11/30 87/09/01 - 87/09/30 87/07/01 - 87/07/30 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 86/09/01 - 86/09/30 |
|
RSS
|